X
تبلیغات
رایتل
مگس - ܓܨGreenDreamܓܨ
X
تبلیغات
رایتل
ܓܨGreenDreamܓܨ
..**GreenDream**..
 
مگس

مگسی را کُشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی محبوبش، تا به آن حد، گَندَم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

  من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

                                           مگسی را کُشتم.

زنده یاد حسین پناهی

 

سلام میکنم خدمت همه ی دوستای گل تر از گلم.

امروز میخوام یه این آخر سالی یه پست بذارم که یه هنرمند نام آشنا رو معرفی میکنم.

بابت پست قبلی هم از همه معذرت میخوام اگه یه خورده تلخ بود.

زنده یاد حسین پناهی رو خیلی ها میشناسن ، شاید شما هم بشناسید ، ولی اگه هم احیانا نمیشناسید اگه این پست رو کامل بخونید باهاش آشنا میشید.من که خیلی دوسش دارم.

هم سن و سالای من شاید اون بازیگر شیرین سریال آژانس دوستی،همسایه ها و دزدان مادر بزرگ یادشون باشه . اون همون حسین پناهی هستش.   

            حسین پناهی - بهشت

  

زنـ ـ ـ ـ ـدگـ ـ ـ ـ  ـی نـ ـ ـامـ ـ ـه :

زنده یاد حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از او پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (بنا بر نظر فقها در چنین شرایطی روغن جامد نجس نمی‌شود و این ادعا که ایشان روغن را نجس میدانست نیاز به منبع و رفع ابهام دارد.)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند.

با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره‌ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌است.

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در زادگاهش، شهر سوق، به خاک سپرده شد

حسین پناهی 

 

 

ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﯾﺎﺩ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ  

 ﻗﺒﺮ ﻣﺮﺍ ﻧﯿﻢ ﻣﺘﺮ ﮐﻤﺘﺮ ﻋﻤﯿﻖﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﺎﺷﻢ.ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ،ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺍﺩﺍﺭﻩﺍﻧﮕﺸﺘﻨﮕﺎﺭﯼﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ.
ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺭﻭﺡ ﻣﺮﺍ ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﮑﺎﻓﯽ ﮐﻨﺪ،ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥﻣﺸﮑﻮﮐﻢ!
ﻭﺭﺛﻪﺣﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻦﮐﺘﮏ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻋﺒﻮﺭﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﮐﺎﺑﻞ ﺑﺮﻕ،ﺗﻠﻔﻦ،ﻟﻮﻟﻪﺁﺏ ﯾﺎ ﮔﺎﺯ ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎﻧﺐ ﺍﮐﯿﺪﺍ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ.
ﺑﺮﻗﺒﺮ ﻣﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ،ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﻢ.
ﮐﺎﺭﺕﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺮﺍ ﻻﯼ ﮐﻔﻨﻢ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ،ﺷﺎﯾﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﺎﺷﺪ!
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪﺑﻪ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻣﻦ ﺁﮔﻬﯽ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﻧﭽﺴﺒﺎﻧﻨﺪ.
ﺭﻭﯼﺗﺎﺑﻮﺕ ﻭ ﮐﻔﻦ ﻣﻦ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ:ﺍﯾﻦ
ﻋﺎﻗﺒﺖﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﮔﻬﻮﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﮔﻮﺭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺠﺴﺖ.
ﺩﻭﺳﺖﻧﺪﺍﺭﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺒﺮﻡ ﺭﺍ ﻟﮕﺪﻣﺎﻝ ﮐﻨﻨﺪ.ﺩﺭ ﭼﻤﻨﺰﺍﺭ ﺧﺎﮐﻢﮐﻨﯿﺪ!
ﮐﺴﺎﻧﯽﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﻗﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺷﻤﺎﺭﻩﺗﻠﻔﻦ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻗﺒﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍﻥ ﻧﺪﻫﯿﺪ.
ﮔﻮﺍﻫﯿﻨﺎﻣﻪﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯿﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﺑﺪﻫﯿﺪ،ﺛﻮﺍﺏ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺩﺭﻣﺠﻠﺲ ﺧﺘﻢ ﻣﻦﮔﺎﺯ ﺍﺷﮑﺂﻭﺭ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﯿﻔﺘﻨﺪ.
ﺍﺯﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺧﺘﻢ ام ﺣﻀﻮﺭﯾﺎﺑﻢ ﻗﺒﻼ ﭘﻮﺯﺵ ﻣﯽﻃﻠﺒﻢ
ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻧﻤﯿﺮﻭﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺒﺎشد 

 

 

کارنامه هنری :
سینما :
گذرگاه (
۱۳۶۵)
گال (
۱۳۶۵)
تیرباران (
۱۳۶۶)
هی جو (
۱۳۶۷)
نار و نی (
۱۳۶۷)
در مسیر تندباد (
۱۳۶۷)
ارثیه (
۱۳۶۷)
راز کوکب (
۱۳۶۸)
مهاجران (
۱۳۶۹)
چاووش (
۱۳۶۹)
سایه خیال (
۱۳۶۹)
اوینار (
۱۳۷۰)
هنرپیشه (
۱۳۷۱)
مرد ناتمام (
۱۳۷۱)
روز واقعه (۱۳۷۳)
آرزوی بزرگ (۱۳۷۳)
قصه‌های کیش (اپیزود اول، کشتی یونانی) (
۱۳۷۷)
بلوغ (
۱۳۷۷)
مریم مقدس (۱۳۷۹)
بابا عزیز (۱۳۸۲)

مجموعهٔ تلویزیونی :
گرگها
آواز مه
محله بهداشت
بی بی یون
روزی روزگاری
مثل یک لبخند
ایوان مدائن
خوابگردها
هشت‌بهشت
قهرمان کیه
امام علی
همسایه‌ها
آژانس دوستی
دزدان مادر بزرگ
آئینه خیال
کوچک جنگلی
آشپزباشی
روزگار قریب
آقا فرمان
یحیی و گلابتون
شلیک نهایی
رعنا

تله تئاتر:
چیزی شبیه زندگی
دومرغابی در مه

کتاب :
من و نازی
ستاره
چیزی شبیه زندگی
دو مرغابی درمه
گلدان و آفتاب
پیامبر بی کتاب
دل شیر
علاوه بر اینها دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده‌است: «سلام خداحافظ» و « ستارها».



ارسال شده در: سه‌شنبه 23 اسفند 1390 :: 14:51 :: توسط : سپهر
 
نویسندگان
سپهر (80)
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 28195


 
 
Free counter and web stats